روش تحقیق و آمار

اصطلاح تحقیق کیفی به چندین روش جمع‌آوری داده‌ها از قبیل تحقیق میدانی، مشاهده یا مشارکت و مصاحبه‌های عمیق اشاره دارد. تفاوت‌های قابل‌ملاحظه‌ای بین این راهبرد‌های تحقیقی وجود دارد، اما همه آن‌ها بر «نزدیک شدن به داده‌ها» تأکید دارند. و بر این مفهوم استوارند که «تجربه» بهترین راه برای درک رفتار اجتماعی است. فیلستد به راهبردهای تحقیقی مانند مشاهده با مشارکت، مصاحبه عمیق، مشارکت کامل در فعالیت مورد تحقیق، کار میدانی و … اشاره دارد که به محقق اجازه می‌دهند تا اطلاعات دست اول را در مورد جهان اجتماعی مورد بررسی به دست آورد. روش‌شناسی کیفی به محقق اجازه می‌دهد تا به داده‌ ها نزدیک شود و از آن طریق جنبه‌ های تحلیلی و مفهومی خود را از داده ‌ها به دست آورد (به جای اینکه از تکنیک‌های انعطاف‌ ناپذیر کمّی از پیش تعیین شده استفاده کند که جهان اجتماعی را به‌ صورت تعاریف عملیاتی که خود محقق ساخته است، در آورد). نزدیک شدن به داده‌ ها به معنای تعامل با مردم مورد مطالعه، یادگیری فرهنگ، عقاید، ارزش ‌ها، الگوهای رفتاری و زبان آن‌ ها و تلاش برای درک احساس، انگیزه‌ ها و هیجانات آن ‌هاست. محقق کیفی، رفتار اجتماعی را درک می‌ کند، چون او ادراک شخص، تعبیر او از واقعیت و چگونگی ارتباط آن‌ ها با رفتارش را کشف می‌ کند و با قرار دادن خود به ‌جای شخص دیگر به این درک می‌ رسد. بعضی از محققین کیفی به دلیل این‌که تقلید از راهبرد های تحقیقی علوم فیزیکی را اشتباه می‌ دانند، روش علمی کمّی را رد می‌ کنند، چون به نظر آن‌ها رفتار انسان متفاوت از موضوع مورد مطالعه شیمی ‌دانان، زیست‌ شناسان و فیزیک ‌دانان است. به نظر بعضی از محققین کیفی، پذیرفتن روش‌ های علوم طبیعی، دانشمندان اجتماعی را وادار می‌کند که همه چیز را اندازه‌گیری کنند، اما چیزی را درک نمی‌ کنند.


همچنین آنها معتقدند توسعه و آزمون نظریه ‌های انتزاعی با استفاده از روش ‌های کمّی به دلیل وفادار بودن محقق به چارچوب نظری، موجب سوء برداشت از واقعیت اجتماعی می‌ شود. در روش‌ های غیر کیفی، توجه به کمّی کردن به‌ عنوان موانعی در نظر گرفته می‌ شوند که از مطالعه تجربیات غیر قابل مشاهده یا تجربیات درونی جلوگیری می ‌کند. در واقع به نظر محقق کیفی، تأکید بر رویدادهای قابل ‌مشاهده، دانشمند اجتماعی را از آنچه که او واقعاً سعی دارد درک کند، دور می ‌سازد. البته همه محققین کیفی چنین نظر افراطی ندارند؛ بسیاری از آن‌ ها نتایج مشاهدات خود را با توجه به نظریه ‌های رسمی سازمان ارائه می ‌دهند و تعداد زیادی از تحقیقات کیفی شامل شمارش و ثبت دقیق رویداد ها نیز می‌باشد. با این وجود هدف، توصیف واقعیت‌های اجتماعی از دید آزمودنی‌ هاست، نه از دید مشاهده‌ کننده.

تعریف موقعیت مردم مورد مطالعه مشتمل است بر رفتار قابل ‌مشاهده، انگیزه‌ها، احساسات و هیجانات ذهنی آنان. توجه به تعاریف ذهنی، فایده نظریه ‌ها و اندازه‌گیری ‌ها را کاهش می ‌دهد، چرا که اعتقاد بر این است که «رویدادهای درونی فقط از طریق تجربه شخصی مردم در مورد این ‌که زندگی خود را چگونه می ‌بینند و تفسیر می ‌کنند، قابل درک است. بعضی از محققین کیفی معتقدند بهترین راه درک دقیق نگرش‌های دیگران این است که محقق تا حد امکان حداقل تئوری ‌ها یا عقاید اندازه‌گیری از پیش تصور شده را وارد شرایط تحقیق بنماید. در عوض رویکرد ایده‌آل این است که محقق در تعامل با آزمودنی ‌های تحقیق و شرایط زندگی‌ آن ‌ها، خود را بیامیزد و اجازه دهد آگاهی از الگو های اجتماعی از طریق مشارکت عمیق با آزمودنی ‌ها خود به ‌خود پدید آید. البته به دست آوردن این آگاهی آسان نیست. محقق باید ارزش‌ ها، ادراکات و احساسات شخصی را کنار گذارد و سعی کند دنیا را از دید افراد منتخب تجربه کند.  در جدول زیر به ‌طور خلاصه همانندی  ها و ناهمانندی  های بین پژوهش  های کیفی و کمی آمده اند.

کاربر گرامی جهت دریافت راهنمایی بیشتر در زمینه روش تحقیق کیفی و کمی و  تجزیه و تحلیل داده ها، می توانید درخواست خود را در فرم تماس با ما ثبت نمایید.

 

 


ارسال دیدگاه
(الزامی) (الزامی)