روش تئوری داده‏ بنیاد (Grounded Theory) را بیشتر بشناسید

1
10
تئوری داده‏ بنیاد
تئوری داده‏ بنیاد

روش تئوری داده‏ بنیاد (Grounded Theory) برای اولین بار در سال ۱۹۶۰ توسط دو دانشجوی جامعه شناسی به نام ­های انسلم اشتراوس (Anselm Strauss) و بارنی گلیزر (Barney Glaser) در دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکوی آمریکا، در حالی که بر روی جامعه ­شناسی بیماری در دانشگاه مطالعه می­ کردند، پایه گذاری گردید. پس از انتشار اولین اثر این دو در این زمینه­، میان پایه­ گذاران این روش در مورد شیوه اجرای آن اختلاف نظر پیش آمد. این مساله منجر  به ایجاد دو پارادایم مختلف در زمینه تئوری داده بنیاد که به پارادایم ­های گلیزری و اشتراوسی معروف گردیدند، شد. بعدها اشتراوس به همراه کوربین، مسیر تئوری داده بنیاد را با انتشار چند اثر پی در پی به سمت متفاوتی پیش بردند. در کل می ­توان گفت پارادیم گلیزری بیشتر متمایل به استفاده از چارچوب­ های منعطف و نیز، خلاقیت محقق در استفاده از طیف وسیعی از داده ­ها است. این در حالی است که در پارادایم اشتراوسی اهمیت زیادی به ارزش گذاری داده ­ها و استفاده از روش ­های سیستماتیک داده می­ شود. این روش به عنوان روش تحقیقی معرفی شده که در آن، از طریق بررسی داده­ های مختلف و متنوع، تئوری توسعه می­ یابد. در بیانی دیگر، این تئوری روشی است برای بررسی سیستماتیک داده ­های کیفی، با هدف دستیابی به «تئوری» یا «فرضیه». این رویکرد، رویکردی استقرایی (inductive) است، به عبارت دیگر، در این رویکرد «کل» (تئوری­ ها) از «جزء» (داده­ های مشخص و تفصیلی) نتیجه ­گیری می­ شود. روش تحقیق بر پایه چند مفهوم کلی بنا می­ گردد:

(۱) مفاهیم (concepts)،

(۲) دسته­ بندی­ ها (categories)

و (۳) نظریه ­ها (hypotheses).

المان­ های اصلی در این روش مفاهیم هستند، چرا که تئوری­ ها از طریق مفهوم­ سازی (conceptualization) داده­ ها ایجاد می ­گردند. هدف اولیه در تئوری داده بنیاد، شناخت یک پدیده از طریق شناسایی المان­ ها و جزئیات آن پدیده است. سپس در مرحله بعد روابط موجود میان این المان­ ها دسته ­بندی می­ گردند.

در این روش، مراحل جمع ­آوری اطلاعات و همچنین تجزیه و تحلیل داده­ ها کاملا به هم وابسته بوده، تحلیل اولیه داده­ ها، مبنای جمع­ آوری داده ­های آتی قرار می ­گیرد. در تئوری داده بنیاد داده ­ها بدون هیچ گونه جهت­ گیری اولیه و به اصطلاح با دید بی­ طرفانه (Innocent eye) مورد بررسی قرار می ­گیرند. در واقع هدف اصلی در این روش، دستیابی به یک تئوری است که بسیار پایه ­ای بوده و به اصطلاح کاملا نزدیک به زمین (grounded) است. وجه تسمیه این روش نیز از این برداشت ناشی می­ شود. همچنین توانایی محقق برای درک متغیر­ها و داده ­های مورد مطالعه در این روش، «حساسیت تئوریک (theoretical sensitivity)» نامیده می­ شود که عامل مهمی در کیفیت انجام تحقیق از طریق تئوری داده بنیاد می ­باشد.

اشتراوس و کوربین معتقدند ۴ پیش نیاز اصلی برای قضاوت درباره اینکه روش تئوری داده بنیاد درست بکار گرفته شده یا نه عبارت اند از:

  1. روش باید با پدیده ­ای که آن را مورد بررسی قرار می­ دهد، هماهنگ بوده، تئوری­ ها باید به دقت از اطلاعات جامعی که از واقعیات قلمرو مورد بررسی استخراج شده اند، بدست آمده باشند.
  2. نتایج و تئوری­ ها باید قابل فهم باشد و دیدگاه جدیدی نسبت به پدیده ­ی مورد بررسی ارائه نماید.
  3. از آنجایی که اطلاعات جمع­ آوری شده در این روش جامع اند، نتایج باید از جامعیت کافی برخوردار باشند تا قلمرو وسیعی از مفاهیم را در بر بگیرند.
  4. باید مفهوم کنترل را در خورد داشته باشد، به این معنی که شرایطی را که تئوری تحت آن رخ می­ دهد، بیان کرده و همچنین، نتایج عملی را که در صورت برقرار شدن این شرایط (مطابق گفته تئوری) رخ می­ دهد، مشخص نماید.

تئوری داده بنیادتعریف تئوری داده‏ بنیاد

تئوری داده‏ بنیاد شامل مجموعه ­ای از نظریه­ ها است که در ارتباط با یکدیگر، در مجموع یک پدیده را توضیح می ­دهند.

گلیزر تئوری داده بنیاد را به صورت زیر تعریف می­ کند:

«یک متدولوژی جامع تحلیل، به همراه جمع ­آوری داده ­ها که مجموعه ­ای از روش ­ها را بصورت نظام ­مند و با هدف خلق یک تئوری استقرایی در یک حوزه موضوعی به کار می ­گیرد.»

تاکید گلیزر در به کارگیری روش، خلاقیت بیشتر و رویه­‏ محوری (Procedural) کمتر در متدولوژی است. این در حالی است که اشتراوس، برعکس، بر یک روش خطی با رویکرد رویه­ ای تاکید می ­کند. اشتراس و کوربین در مقایسه با گلیزر، دقیق­ تر و خاص­ تر عمل کرده، موضوع مشخص ­تری را برای مطالعه انتخاب می­ نمایند. همچنین گلیزر محدوده منعطف ­تری در استفاده از منابع داده­ ای برای تحقیق دارد. این در حالی است که رویکرد اشتراس و کوربین انجام مراحل تحلیل را بصورت منظم و گام به گام توصیه می­ کند. گلیزر روش تحلیل اشتراس و کوربین را «اجبار برای خلق تئوری، به جای اجازه دادن به ظهور آن» می­ داند. در رویکرد گلیزری، داده­ ها و پدیده­ های مختلف به صورت مداوم با هم مقایسه می­ شوند تا ناهمسانی­ ها، تضادها و خلاءهای داده ­ای مشخص شوند و به  تدریج تئوری خود را نشان دهد. گلیزر عنوان می­ کند که: در تئوری داده بنیاد، ما چیزی نمی­ دانیم، تا زمانی که آن چیز خود را نشان دهد.

جهت کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص و همچنین مشاوره برای انتخاب موضوع و انجام پایان نامه و تحلیل داده ها، می توانید درخواست خود را در فرم تماس با ما ثبت نمایید.

یک دیدگاه

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

مرتب‌سازی بر اساس: