آشنایی با مفهوم مدیریت استراتژیک پروژه ها

0
11

اصولا سازمان ها به منظور تحقق بخشیدن به اهداف استراتژیک خود اقدام به تعریف و اجرای پروژه ها می نمایند. یعنی پروژه ها به نوعی سازوکار تحقق استراتژی ها در آن سازمان ها می باشند. اینکار در ابتدا از طریق تدوین اهداف کلی سازمان بر اساس استراتژی و به دنبال آن تعیین سبد پروژه ها (پورتفولیو) و پس از آن تعریف برنامه ها و نهایتا طرح ریزی پروژه ها انجام می پذیرد. سلسله مراتب فوق موجب می شود که پروژه ها به طور کامل با استراتژی و مأموریت سازمان تراز گردند. بنابراین از آنجا که پروژه برای متولد شدن و همچنین اجرا نیاز به سازمان متولی دارد ذی نفع نزدیک و اصلی پروژه سازمان متولی آن می باشد برای پروژه های بلندمدت و راهبردی (استراتژیک)، مدیر پروژه باید برنامه ای ساختار یافته را که بتواند به طور مداوم در برابر فشارهای اعمال شده از خارج پایداری کند، طرح نماید. در اینجا ضرورت دارد که مدیر پروژه بتواند این متغیرهای راهبردی را تعریف و ارزیابی کند. در محیط پروژه، برنامه ریزی راهبردی که در سطح واحدهای همتراز سازمانی صورت می پذیرد، باید در نهایت مورد موافقت مدیریت ارشد قرار گیرد. سه خط مشی اساسی برای برنامه ریزی راهبردی پروژه وجود دارد، که عبارتند از:

۱) برنامه ریزی راهبردی پروژه ای است که مدیران باید انجام دهند نه آنکه برای آنان انجام گیرد.

۲) ارتباط تنگاتنگ مدیریت ارشد سازمان با تیم های پروژه، به خصوص در خلال مرحله برنامه ریزی از اهمیت خاصی برخوردار است.

۳) برنامه ریزی راهبردی موفق باید بتواند اختیار، مسؤولیت و شرح وظایف کارکنان درگیر در این برنامه ریزی را نیز تعریف کند.

♣ مقاله مرتبط: آشنایی با تعاریف و مزیت های مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک پروژهوجه تمایز مدیریت استراتژیک پروژه و مدیریت استراتژیک سازمانی

برخی صاحبنظران معتقدند، براساس اینکه تمرکز اصلی مدیریت بر چه چیزی باشد، مدیریت پروژه می تواند با دو رویکرد اصلی متمایز شود مدیریت استراتژیک پروژه و مدیریت عملیاتی پروژه. در این دیدگاه، مدیریت استراتژیک پروژه از این جهت با مدیریت استراتژیک سازمانی متفاوت است که مدیریت استراتژیک سازمانی شامل تعیین تناسب پروژه های مشخص در دستیابی به استراتژی اصلی یک شرکت می باشد. مدیریت استراتژیک پروژه کمی پایین تر می آید و بیشتر به استراتژی پروژه توجه دارد که ممکن است بر طراحی سیستمی متمرکز شود و مبنایی برای تعیین اهداف اصلی پروژه تعیین نماید. بنابراین مدیریت استراتژیک پروژه عبارت است از اقدامات مدیریتی جهت تنظیم اهداف پروژه (نه فقط زمان، هزینه و منابع آن) به منظور دستیابی به هدف استراتژیک پروژه. از سوی دیگر مدیریت عملیاتی پروژه عبارت است از اقدامات مدیریتی جهت تنظیم زمان، هزینه و منابع آن به منظور دستیابی به اهداف پروژه. به بیان دیگر مدیریت عملیاتی به معنی گام های عملیاتی برای دستیابی به استراتژی تعریف شده پروژه می باشد. بنابراین یکی از تفاوت های اساسی بین مدیریت پروژه استراتژیک و عملیاتی این است که مدیریت عملیاتی پروژه شامل تنظیم و تغییر اهداف پروژه نمی شود.

از نظر صاحبان این دیدگاه، پروژه به خودی خود، تلاش و کاری است که انجام می شود اما ما آن را به خاطر خودش انجام نمی دهیم بلکه هدف از انجام آن دستیابی به یک خروجی است که در اینجا آن را تسهیلات می نامیم. این تسهیلات می تواند یک ساختمان جدید، یک کارخانه تولیدی، یک سیستم کامپیوتری یا یک ساختار سازمانی باشد. هرچند ما این تسهیلات را هم به خاطر خودش به وجود نمی آوریم بلکه آن را می سازیم تا ما را به مقاصدمان برساند یا منفعتی برای ما تولید نماید. بنابراین در پروژه باید به جای تمرکز بر کار پروژه ، بر نتایج مورد انتظار تمرکز کرد و دائماً باید این مطلب را که چرا داریم این کارها را انجام می دهیم یادآوری نمود تا اطمینان حاصل شود کاری که انجام میشود در جهت برآورده ساختن اهداف استراتژیک پروژه است که برای دستیابی به مقاصد یا منافع مورد انتظار ضروری است. نوع نگاهی که یک مدیر به یک پروژه دارد، چگونگی موفقیت آن پروژه را تعیین می کند. مدیران پروژه ها باید در مراحل آغازین پروژه درباره اینکه چه عواملی موفقیت پروژه هایشان را تحت تأثیر قرار می دهد فکر کنند و تمامی عوامل داخلی و خارجی و استراتژیکی را که باعث موفقیت می شوند، مدیریت نمایند.

♣ مقاله مرتبط: بررسی مدیریت استراتژیک و ویژگی های آن

کاربران گرامی می توانید با ثبت درخواست خود در فرم تماس با ما، از خدمات مشاوره مدیراما جهت انجام پایان نامه در زمینه مدیریت استراتژیک پروژه بهره مند شوید.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید